تبليغاتX
حرص خور

حرص خور

همه چیز

استان اول
-سلام اقدس جون.
-اوا سلام کبری خانوم.
-اقدس جون میتونی بیای خونمون تو خیاطی بهم کمک کنی؟
-باشه ولی اول بزار ببینم آقامون اجازه میده یا نه.
-با کی دار یحرف میزنی اقدس؟
-کبری خانومه عباس آقا .میگه میشه برم پیشش تو خیاطی کمکش کنم؟
-نه خیر نمیشه.
-چرا عباس آقا؟
-چون من فکر کردم و صلاح نمیبینم که شما تنها پاشی بری اونجا.
-خب کبری جون آقامون نمیذاره.ببخشید.خداحافظ.

 بعد از شام تو آشپزخونه:
-وای عباس آقا چقدر ظرفا زیادن.میای ظرفا رو آب بکشی؟
-نه.
-چرا؟
-چون توی نهج البلاغه نوشته هر کاری زنانتون ازتون خواستن انجام ندین تا پس فردا که ازتون تقاضای کار خلاف کردن نتونین نه بیارین و از اونجایی که من مرد مومن و با خدا و پیغمبری هستم و همواره ائمه رو الگوی خودم قرار دادم با خواسنه تو موافقت نمیکنم.
................................................
داستان دوم
من آن روز به خانه ی شما آمده بودم و تو را مقابل تلویزیون دیدم در حالی که داشتی برای مظلومیت فاطمه میگرستی و او در آشپز خانه مشغول دولا راست شدن برای جمع آوری ظروف شام  و سپس شستن آنها بود.
من در آن یکی روز از در وارد شدم و دیدم تو در حال قرآن خواندن هستی و او در حال جارو پارو.
چطور است که تو برای مظلومیت فاطمه ای که سال ها پیش از دنیا رفته و تو هرگز او را ندیده ای گریه میکنی اما هرگز متوجه مظلومیت فاطمه ای سال های سال در کنار تو بوده و تو را تحمل کرده و با نداشتن ها و بی مهری هایت ساخته و دم برنیاورده ،نشده ای؟از کجا میدانی مظلومیت فاطمه تو از مظلومیت فامه ای که (س) دارد کمتر نیست؟تو دخترانت را به زور به خانه شوهر فرستادی . با همسرت همچون برده و یه موجودی که هیچ نمیفهمد رفتار کردی.هرگز در هیچ کدام از تصمیم گیری هایت از او نظر نخواستی.
چرا؟
چون او و دخترانت زن بودند و زن ناقص العقل و ناقص الیمان است و بنابر این تو هرگز نسبت به آنها ظلمی روا نداشته ای و تو به بهشت میروی زیرا همیشه نمازهایت را اول وقت و در مسجد خوانده ای و همیشه قرآن قرائت میکردی و همواه تسبیح به دست داشته ای و برای فاطمه(س) و اولاد او گریسته ای.واین ها تنها مواد لازم برای ورود به بهشت است.
 اما آیا براستی خداوند حق الناس را خواهد بخشید؟آیا حق الناس را میتوان با نماز و روزه و سایر عبادات خنثی کرد؟


چیه؟فکر میکنید زیادی گنده ش کردم؟فکر میکنید از این قبیل موجودات مذکر وجود ندارن؟تو جامعه من یا بهتر بگم شهری که توش زندگی میکنم از این قبیل نامردان زیادند.در ادامه میخوام نظرتونو به مقاله ای راجع به همین موضوع جلب کنم.این مقاله مربوط به سال 82 هست که من در وبلاگ ازدامن زن مرد به معراج میرود خوندم.http://hadi12.persianblog.com
پ.ش: چاپ این مقاله به منزله تایید همه ی حرفهای آقای هادی (نویسنده وبلاگ) نیست.اما با اکثر تئوری هاش موافقم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:25  توسط ندا  | 

بسی حرص خوردم در این سال بیست...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 1:15  توسط ندا  | 

فقط دعا کنید....
خواهش میکنم....
ویرایش ۳ خرداد:کمی تا قسمتی مشکل حل شد .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:50  توسط ندا  | 

امروز اینجانب در yahoo.com "حرص خور " را جستجو فرمودیم و دیدیم لینک سوم لینک ماست. اون اوایل که تازه اینجا رو ساخته بودم تو گوگل اولین لینک بودم اما الان نه. حالا چرا اینا رو گفتم؟ جواب:من دیدم ملت میان تو وباشون این چیزا رو میگن و باهاش پز میدن.منم گفتم بیام اینا رو بگم تا یه وقت خدایی نکرده کسی فکر نکنه من متواضعم و یا اینکه وبلاگم در پیته و ....

راستی من اپرای 9 نصب کردم و میبینم که هیچ غلطی در زمینه ی شکلک گذاری،ور رفتن با اندازه و رنگ فونت،گذاشتن کینک تو این پست و... نمیتونم بکنم. به همین خاطر از همه عذر میخوام و امیدوارم این بنده ی حقیر رو عفو کنن راستی معلوم نیس کی دیگه آپ کنم.الله اعلم .راستی این سیستم و اپرا منو دیوونه کرده. راستی که خودمو کشتم با این ویندوز عوض کردن و آنتی ویروس نصب کردن و آپ کردن تو این وضعیت نابسامان.راستی که فارسی نوشتن با اپرا چقدر مشکله. راستی که اشکم در اومد تا این پست تموم شه. راستی بای بای

ویرایش همین الان: با ایترنت اکسپلورر اومدم  یه ذره این پست رو راست و ریس کردم . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:56  توسط ندا  | 

چند وقت پیش فیلمی از شبکه ی نور (قم) پخش شد که توش یه پسره میزاره از خونشون فرار میکنه.بابا ننه ی اون پسر خودشونو به آب و آتیش زدن تا اینکه بالاخره تونستن قند عسل یکی یکدانه شونو پیدا کنن.
یکی از بستگان ما هم سال ها پیش پسرش از خونه در رفت و دیگه هرگز برنگشت.مادرشینا واسه پیدا کردنش به هر دری زدن.سراغ انواع و اقسام رمال ها و فالگیرا رفتن اما از قند عسلشون هیچ خبری نشد که نشد.
حالا به 2 داستان بالا مراجعه کنید و جای اون 2 تا پسر، 2تا دختر بذارید.آیا در این صورت  ننه بابای دخترا هم خودشونو به آب و آتیش خواهند زد؟آیا اگه دختراشون پیدا شن اونها رو به خونه راه میدن؟آیا باز هم اونها رو میپذیرن؟
جواب:قطعا خیر.
تو روزنامه خوندم یه پسر 16 ساله و یه دختر 12 ساله به هم علاقه مند شده بودن.پسره دختره رو یه جا مخفی کرده بود تا از مامان بابای دختره و مامان بابای خودش جواب مثبت بگیره.پلیس پسر رو دستگیر میکنه و پسره مجبور میشه محل اخفای دختره رو بگه.خونواده های جفتشون با این وصلت شدیداً مخالفت میکنن.پدر دختره نه اجازه میده دختر بدبختش با پسره عروسی کنه و نه دیگه دخترشو میپذیره.پسره میره سر خونه زندگیش اما دختره...

فیلم رستگاری در 8:20 دقیقه رو تا حالا مشاهده فرمودین؟تو اون فیلم دختره(مهتاب کرامتی)یه شب تو خیابون مونده بود.رفت هتل تا اتاق بگیره.میدونید مدیر هتل چی گفت؟گفت:"به دختر مجرد اتاق نمیدیم.قانونه دیگه" (اما به پسرای مجرد اتاق میدن.اونوقت تو روزنامه ها مینوسن تعداد پسرای فراری از دخترای فراری بیشتر شده).من نمیدونم منظورشون از این کارا چیه؟آیا با این کار میخوان جلوی فساد رو بگیرن؟آیا این کارشون یعنبی احترام به زن؟آیا با این کار فساد در جامعه بیشترنمیشه؟آیا این کار منطقی و معقولانه است؟
اون شب دیدین تلویزویون چی میگفت؟فکر کنم 20:30 بود.میگفت مصرف غذاهای فلان و بهمان در زمان بارداری باعث پسر شدن جنین میشه.تو روزنامه جام جم  چند روز پیش هم نوشته بود "مصرف غذاهای پر کالری باعث تولد فرزند پسر میشه".خدایا چرا زمان بارداری ننه ی من این رسانه های نون به نرخ روز خور از این اطلاع رسانی ها نمیکردن؟ آخه مگه من چه گناهی کردم که تو این مملکت پسر سالار دختر شدم؟آخه من تا کی باید چوب ندونم کاری های ننه ام را بخورم؟خدایا چقدر دختر نفرت انگیز و رقت انگیزه!
مادر...(اینجا رو مثل فیلمای هندی بخونید)چرا با من این کارو کردی؟مادر...چرا از یه متخصص راجع به اینکه چه کار کنیم تا فرزند پسر تری داشته باشیم سوال نکردی؟چرا  از این کتابا که از این چیزای گرانبها توش مینویسن نخوندی؟(همون کتاب قشنگه که چند وقت پیش از تو چمدون کتابای عتیقه مون پیدا کردم.عوضش من اون کتابو تا تهش خوندم که پس فردا خدایی نکرده دخترم این چیزا رو بهم نگه.)
هی!شما!آره شما!اجناس مونثی که دارید مطالب زپرتی این وبلاگ در پیت رو مطالعه میفرمایید.به گوش و به هوش باشید!کالری بخورید(البته اگه یه موقع باردار شدید)تا فرزندان قند عسل داشته باشید.پسر بیارید تا مجبور نباشه تو هوای 50 درجه با چادر چاقچور سیاه از خونه دربیاد.تا بتونه تنهایی ویا با دوستاش بره مسافرت.تا بتونه همسرش رو کنیز و برده ی خودش کنه.تا راجع به از جزئی ترین تا کلی ترین مسائل زندگیش خودش تصمیم بگیره.
خلاصه اینکه پسر بیارید تا رستگار شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 2:31  توسط ندا  | 

آخر ادرس وبلاگ اینجانب یه آی تی کوچولو دیده میشه ولی من تا حالا مطلبی راجه فناوری اطلاعات نذاشته بودم.
خب حالا گذاشتم.
دیروز که داشتم از دانشگاه میومدم خونه یه کشف بزرگی و اساسی نمودم.من به این نتیجه رسیدم که محمود جون نه تنها در جهت سرکوب زن و از بین بردن نظام زن سالاری (!)و مرد بردگی(!!)در کشور عزیزیمون از هیچ کوششی دریغ نفرموده اند ،بلکه در جهت سرکوب آی تی و جلوگیری از پیشرفت روزافزون آی تی هم تلاشهای شایان ذکری فرمودند.اون ازون کارشون که ای دی اس ال بالای 128 رو برای کاربرای معمولی ممنوع اعلام کردند(تا مبادا ملت برن فیلمای مستهجن نگاه کنن) و پس از چندی هم صحبت از اینترنت ملی شرع شد...
مدتیه که تو شهر خون و قیام ما از کارت اینترنت خبری نیست و یکی از آشنایان داداش جانمان هم که در کار تولید کارت اینترنت هستند فرموده اند که بهشون گفتند دیگه کارت دست مردم ندید چون اینترنت ایران به خاطر تحریم های اروپا میخواد قطع شه!
چند وقت پیش هم مقالاتی در روزنامه ی جام جم در مورد ابنترنت ملی چاپ شد.اولش یه چیز گفت .بعدش یه چیز دیگه و بعدشم اقرار کرد که متوجه نشدن که بالاخره اینترنت ملی چی چیه.تا چند ماه دیگه اینترنت ملی در شهر قم و چند تا شهر دیگه به صورت آزمایشی به اجرا در میاد.
حالا ایترنت قراره نباشه تغصیر انرژی هسته ای یا اینترنت ملی یا هر دوتاش ؟
نظر کارشناسی خودم:هدف اصلی دولت نهم منزوی کردن هر چه بیشتر ملت ما و جدا سازی کشورمون از دیگر کشورهای دنیاست و اینترنت ملی بهترین ابزار برای این کاره.با اینترنت ملی ما تبدیل به جزیره ای دور افتاده میشیم که مردمش (یعنی گوسفندانش)از دور و برشون بی اطلاعند و نمیدونن مردم دیگه چه شکلی اند؟چه طوری لباس میپوشند؟به چه زبانی صحبت میکنن؟و...
البته اون آقاهه که نمیدونم اسمش چی بود تو جام جم گفته بود:اینترنت ملی باعث افزایش سرعت سایت های داخلی میشه .در واقع با تغییر سیستم دستیابی به سایت های داخلی و ایجاد کابل جداگانه به این مهم دست پیدا میکنن.(امیدوارم لااقل اینطوری باشه)


شاید این آخرین آپ من باشه.از کجا چه معلوم یه دفعه دیدید شب خوابیدیم صبح پاشدیم دیدیم یا اینترنت نداریم یا ملی شده.
منتظر ملی شدن های دیگه باشید


***راستی محمود اومده بود قم.تلویزیون حتما حرم حضرت معصومه(س)رو نشون داده.اگه تو جمع مردم احیانا به دختر سفید قد بلند تپل مپل مامانی رو ریت فرمودید که داشت خوشو تیکه ژاره میرد واسه رجایی زمان بدونید که اون من نبودم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:32  توسط ندا  | 

-تورو خدا یواش تر داد بزن
-خاله شب اینجا میمونی؟اگه بمونی ساکت میشم.
-آره میمونم.:^O

وای که چه روز سختی بود دیروز.از ظهر(ساعت2) تا شب (ساعت 12)خونه ی خواهر جان مشغول تایپیدن و صفحه آرایی و... واسه (به قول خودش)سمیناهار امروزش با اون بچه های (بچه که چه عرض کنم فشفشه)غیر مترقبه اش .خدا صبرش یده.من که دیگه داشتم دیوونه میشدم.دلم میخواست هر چه زودتر مقاله رو سمبل کنم بیام خونه.

سیزده بدر

سیزده به در فقط دهات و در باغ پدری خوش میگذره.سیزده بدر های داخل شهری مفت نمی ارزه.من که خیلی بهم خوش گذشت.با ایکه هیچ غلط خاصی هم نکردم (مگه میخواستی چه غلطی بکنی؟قر بدی؟)ولی باز واسه منی که تا روز 7 عید همش مهمون داشتیم خوب بود.اولین عید در طول تاریخ بشریت بود که ما دو جا مسافرت رفتیم.

موعد حذف اضافه با تاخیر هم رسید اما هنوز از 2 تا نمره هامون هیچ خبری نرسید.من دیگه دارم قاط میزنم.دیگه تحمل این وضعو ندارم.

به عنوان سخن آخر این مطلبو که از یه وبلاگی دزدیم داشته باشید:
جهان سوم جايى است که :
هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند ، خانه‌اش خراب مى‌شود
و هر کس بخواهد خانه‌اش را آباد کند ، بايد در  تخريب مملکتش بکوشد
پروفسور حسابی.
   
* من از استفاده از وبلاگهای ملت بدون درج منبع به شدت بیزارم.اسم وبلاگو یادم نمیاد چون چند وقت پیش اون چند خط رو کپی کردم.خلاصه هر موقع پیداش کردم خبرتون میکنم.شما هم یادتون باشه اگه خدایی نکرده روم به دیوار گلاب به روتون زبونم لال از پستی از پستهای اینجانب خوشتان آمد و خواستید تو وبلاگتون ازش استفاده کنید حتما منبع را ذکر نمایید.
با تشکر
روابط عمومی وبلاگ حرص خور

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:1  توسط ندا  | 

خانه به دوش فنا در شب طوفانیم                               داغ کدامین خطا خرده به پیشانیم؟
همسفر بادها، رفته ام از یادها                                   فاصله ای نیست تا لحظه ی ویرانیم
خوب نه آنگونه خوب تا که بهشتم بری                        زشت نه آنگونه زشت تا که بسوزانیم  
سایه اهریمن است یا که کجی از من است                     اینکه نفس میکشد در من پنهانیم
                                       در شب غربت بپرس حال خراب مرا
                                          یکسره طوفانیم....یکسره بارانیم

*شاعر این شعر رو نمیشناسم .تو وسایلای برادرم که میخواست بندازه دور پیداش کردم.
*یه مدت نیستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 12:42  توسط ندا  | 

یادش به خیر استاد زبان خارجه مون :7 سین من
sleep with belief is better than prayers with doubt
خوابیدن با ایمان بهتر از عبادت با شک و تردید است.

امید وارم سال 87 سال پر خیر و برکتی واسه همه باشه.
(حتما همینطوره آخه رئیس جمهور گفته : سال 87 سال تحول اقتصادی است.)

امروز ماهی قرمز خریدیم. وای که چقد از ماهی بدم میاد .بو میده

*پ ن :میدونم اون جمله ی قصار هیچ ربطی به سال نو نداشت.همینطوری بعد از مدتها اونو پیداش کردم و گذاشتم اینجا تا شما هم فیض ببرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:53  توسط ندا  | 

همین الان یه خبری راجع به لغو امتیاز چند نشریه خوندم که دلیلش واسم جالب بود.من فقط تیکه ی آخر اون خبر رو اینجا میزارم.
برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا رو کلیک کنید

اسامي نشرياتي كه از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شده‌اند عبارتند از: دو هفته نامه “دنياي تصوير”، ماهنامه “بازنگري”، دو هفته‌نامه “صبح زندگي”، هفته نامه “تلاش”، هفته نامه “به سوي افتخار”، هفته نامه “نداي ايران”، ماهنامه “هفت”، ماهنامه “شوكا” و دو هفته نامه “هاوار”.اداره كل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي همچنين اعلام كرد: برخي تخلفات مطبوعاتي مثل استفاده ابزاري از عكس‌هاي هنرپيشگان بخصوص هنرپيشه‌هاي فاسد خارجي، درج جزييات زندگي مبتذل آنان، درج مطالب خرافي،‌ تبليغ خواص دارويي بدون اخذ مجوز از مراجع و سازمان‌هاي ذيربط، ترويج خرافه‌گرايي، درج مطالب خلاف عفت عمومي و نيز مطالب تحريك‌آميز قومي بخصوص اهانت به اقوام شريف ايراني موجب حساسيت و برخورد قانوني هيأت نظارت بر مطبوعات مي‌گردد.اين گزارش حاكي است: به تعدادي از نشريات نيز به منظور خودداري از تخلفات مذكور و همچنين رعايت منافع ملي در آگهي‌هاي تبليغاتي به ويژه در حوزه‌هاي گردشگري، اقتصادي و بانكي تذكر داده شده است كه گاهي بي‌توجهي آنان به اين تذكرات موجب تنزل سطح كار حرفه‌اي مطبوعاتي و فريب اشخاص ناآگاه و خسارت به مردم مي‌شود.در ادامه عنوان شده است: (حالا اینجا رو داشته باش)اكثر قريب به اتفاق مطبوعات كشور در سالي كه گذشت با پايبندي بر رسالت‌هاي قانوني و مطبوعاتي خود و تلاش‌هاي در خور تقدير سال موفقي را پشت سر گذاشتند. حمايت‌هاي يكپارچه مطبوعات در بحث حقوق هسته‌اي صلح‌آميز كشور، دعوت و تشويق مردم براي شركت در انتخابات كم نظير مجلس هشتم، وفاداري به قانون اساسي و شعار محوري سال 86 يعني اتحاد اسلامي و انسجام ملي از نقاط برجسته فعاليت‌هاي مطبوعات كشورمان در اين سال بوده است.

(خب دوستان بهتره در وبلاگها و یا وبسایت هاتون از اون کلمات قرمز کاری شده استفاده کنید تا رستکار شوید!) 

این هم کامت من در خطاب به مدیر اون وب سایتی که خبرو توش خوندم:
شما هم بهتره از انرژی هسته ای،سال اتحاد ملی انسجام اسلامی و اینکه 57 درصد آراء شمارش شده مربوط به اصولگراها بوده و ... صحبت کنی تا فیلترت نکردن.
(کاش فقط فیلتر بود.یه وقت دیدی مفسد فی الارض شناخته شدی و حکم اعدامتو در ملاء عام صادر کردن.)

کامنتمو اینجا گذاشتم چون بعید میدونم مدیر وب سایت نظرمو برای نمایش در قسمت نظرات تایید کنه.


حالا هی برید به اوصول گراها رای بدید.اینا همش از صدقه سری اوناس.خدایا خودت به فریادمون برس.من موندم یعنی واقعا ملت بیشتر به اصولگرا ها رای دادن که 57 درصد آرا به نفع اونا بوده؟جام جم امروز رو خوندید؟یه نمودار کشیده نوشته 57 درص اصولگرا، 14 درصد اصلاح طلب و 29 درصد کاندیدای مردمی و بی حزب و ...

 

راستی نویسنده  کتاب از رنجی که میبریم کی بود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 23:57  توسط ندا  | 

خب باز هم مثل همیشه در شهر ما جامعه ی مدرسین برنده ی انتخابات شدن (یعنی از قبل قرار بوده که باشن).

تو شهر ما فقط یه حزب وجود داره اون هم اوصول گراها هستن.بقیه کاندیداها یا بیطرف بودن و یا اگرم اصلاح طلب بوده باشند بازم بی طرفن چون کسی جرات نداره بگه اصلاح طلبه. من هم به غیر از اوصول گراها رای فرمودم  با اینکه میدانستم انتخاب شوندگان نهایی چه کسانی هستن .

من با شرکت در انتخابات مشت محکمی به دهن آمریکا و اسرائیل  و اینا زدم.

من با شرکت در انتخابات به جهانیان ثابت کردم که خیلی پایبند به انقلاب هستم.

من با شرکت در انتخابات به جهانیان ثابت کردم  رئیس جمهورم را دوست میدارم.

 من با شرکت در انتخابات به جهانیان ثابت کردم  جمهوری اسلامی را عاشق میباشم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 22:24  توسط ندا  | 

سایت اینترنتی "پیک نت"، در خبری که به گفته ی خود برای انتشار در اختیار این سایت قرار گرفته، گزارش می دهد که سردار سرتیپ پاسدار "زارعی" فرمانده نیروی انتظامی استان تهران و مسئول مستقیم اجرای طرح باصطلاح مقابله با اوباش در یک خانه فساد و در حالیکه با شش زن سرگرم عیش و نوش بود بازداشت شده است. این بازداشت بدستور مستقیم شاهرودی رئیس قوه قضائیه و از روی سر قاضی مرتضوی دادستان مرکز صورت گرفت و همین مسئله برای 48 ساعت به تند ترین واکنش ها در قوه قضائیه انجامید.

منبع :http://vou.blogfa.com/

ویرایش ۲۶ اسفند :به دلیل فیلتر شدن و غیر موثق بودن منبع اصلی جزئیات جریان رو حذف کردم.

اگرچه از نیروی انتظامی و سر بدارانش حالم به هم میخوره

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 10:53  توسط ندا  | 

همین الان یه چیز نسبتا جالب دیدم.

برید تو گوگل و واژه ی "Arabian Gulf " را جستجو کنید و روی سه لینک اول کلیک کنید.

بعد ببینید بهتون چی نشون میده.

این کارو یه نفر به اسم پنداره یوسفی ۲۶ ساله انجام داده.

من که الان شنیدم شاید واسه شما قدیمی باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 23:4  توسط ندا  | 

تا حالا به خوابیدنتون دقت کردین؟

امروز یه یه لینکی  تو این وبلاگ دیدم که که با نوشتن اسم و فامیلتون بهتون میگفت شما تو خواب شبیه چی هستین.

آیا واقعا من تو خواب شبیه مارم؟باید بگم یکی موقع خواب ازم عکس بگیره.

شما هم برید تولینک مذکور  و حالشو ببرید.

 

راستی بنده هنوز اندر خم نمره ی پاسکال (یا به عبارت بهتر "ترکال")هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:21  توسط ندا  | 

خدایا...خدایا

                   برس به داد این جوونا

                                                از دست این دانشگاهااااااا!!!!....

دو روز از حذف و اضافه سپری شد و هنوز از نمره ی سرنوشت ساز پاسکال خبری نیست.اگه بیفتم باهاس ۶ واحد ناقابلو حذف نمایم.

ولی من که میدونم نمیفتم.عمرا اگه بیفتم.

ویرایش پنجشبه ۲۳ اسفند:

انتخاب واحد با تاخیر و حذف و اضافه تا پایان روز 26/12/86تمدید شد.

کلیه دانشوجایان حد اکثر دو بار مجاز به حذف و اضافه میباشند.

منبع :http://reg.pnu.ac.ir/(S(clpdbp55korrgl55oxlzguu3))/login.aspx

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:50  توسط ندا  |