...
چون هممون یه گاوی رو یه روزی به عنوان عشق می پرستیدیم....
همه چیز
برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم.
حتی شبای ابری مهتابی بود....
بچگی و بچگیا تموم شد...خاطره های خوش رو دست من موند... تا اومدم چیزی ازش بفهمم
جوونی اومدو اونو با خودش برد.....
تو وورد و پرس و فيس بوكو اينا كم و بيش مشغولم سال به سال ميام اينجا.تغصير خود بلاگفا ي وطن فروشه .ميخواست بي غيرت بازي درنياره.
فصل امتحانات شروع شده و من همچنان خجسته هستم براي خودم.
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
روز اول: معدن ريزش ميکند. احتمال داده ميشود سي و سه معدنچي که در اعماق آن مشغول به کار بودهاند زنده باشند.
روز دوم: خانواده معدنچيان از وزارت صنايع و معادن ميخواهند که کاري بکند. وزير اعلام ميکند که در راستاي خصوصي سازي قبلا اين معدن به سپاه واگذار شده بوده است.
روز سوم: به خاطر تجمع خانواده معدنچيان در مقابل سازمان معادن سپاه، هفتاد و شش نفر از آنان بازداشت ميشوند. نخستين ارتباط معدنچيان از طريق سيم نازکي که قبلا کشيده شده بوده برقرار ميشود. آنها زندهاند و آب و آذوقه کافي براي چند روز آينده دارند.
روز چهارم: موسوي و کروبي در دفاع از معدنچيان گرفتار بيانيه ميدهند و از حکومت ميخواهند بنا به سيره امام راحل، حقوق شهروندي معدنچيان را رعايت کند. عصر همانروز وزارت اطلاعات فاش ميسازد که فتنه سبز عامل ريزش معدن سپاه بوده است.
روز پنجم: تيتر اول روزنامه کيهان: آمريکا و انگليس براي ريزش تونل 3 ميليارد دلار به سران فتنه پول داده بودند.
روز ششم: فرمانده کل سپاه اعلام مي دارد که معدنچيان گرفتار عضو بسيج معادن بودهاند و سپاه آنها را ظرف يک هفته نجات خواهد داد.
روز هفتم: اوباما اعلام ميکند آمريکا آمادگي کمک براي نجات معدنچيان ايراني را دارد.
این ترم 20 واحد برداشتم .مهر ماه داره تموم میشه و من هیچ کاری نکردم.این ترم مثلا میخواستم آدم شم اما بازم نشد.
الان که دارم این پست رو مینویسم 20:30 خود شیرین داره از ا.ن و سفرش به لبنان گزارش پخش میکنه.چیزی نمونده گزارش گره ذوق مرگ شه.خب آخه لبنان از ا.ن استقبال گرم نکنه کی بکنه؟همین لبنان و کلا همه ی کشورهای عربی که سنگشونو به سینه میزنیم تو جهان به رسمیت شناخته میشن اما خودمون همیشه سرمون بی کلاه مونده.تو dvd های ارجینالی که از هری پاتر دارم تو زیرنویساش هم عربی موجود هست و هم اسرائیلی.اما دریغ از زبان شیرین فارسی.
سووال اول: شما در سمت راست خیابان هستید، چطور از آن رد می شوید و به سمت چپ می روید؟
جواب اول: خط عابر پیاده را پیدا می کنید و آنجا می ایستید. اما ماشین ها راه نمی دهند. بتدریج سی نفر دیگر هم جمع می شوند. وقتی همه جمع شدند، مردم شعار می دهند " مرگ بر دیکتاتور" سریعا پلیس می رسد و همه و شما را دستگیر می کند و شش ماه بعد احتمالا در سمت چپ همان خیابان شما را پیاده می کند.
سووال دوم: روی یک درخت پنج پرنده نشسته است، سه پرنده پرواز می کند، چند پرنده باقی می ماند؟
جواب دوم: یک پرنده باقی می ماند، یکی دیگر با تیر هوایی که معلوم نیست از کجا شلیک شده کشته می شود.
سووال سوم: در خیابانهای تهران گم می شوید، چطور پلیس پیدا می کنید تا از او آدرس بپرسید؟
جواب سوم: پیدا کردن پلیس فایده ندارد، چون پلیس تهران، شهرستانی است و آدرس را بلد نیست.
سووال چهارم: دو ضربدر دو چند می شود؟
جواب چهارم: بستگی دارد چه روزی باشد، ممکن است بشود چهار تا، یا شش تا یا نه تا، باید ببینید دولت چه تصمیمی گرفته است.
سووال پنجم: می خواهید ببینید در شهر چه خبر است، از چه طریق مطلع می شوید؟
جواب پنجم: تلویزیون ایران را روشن می کنید، اما فقط خبرهای آمریکا و آفریقا و مقداری فحش را می شنوید، تصمیم می گیرید یک ماهواره بگذارید تا از طریق بی بی سی خبرهای ایران را بشنوید، می روید روی پشت بام و می بینید همه همسایه ها آنجا هستند و دارند شعار می دهند. آنها همه خبرها را به شما می دهند.
سووال ششم: می خواهید سیگار بکشید، اما کبریت ندارید، چطور می توانید در عرض ده دقیقه کبریت پیدا کنید؟
جواب ششم: به خیابان می روید و دست تان را به علامت پیروزی بالا می گیرید، یک دفعه صد نفر دیگر هم همین کار را می کنند، در همین حال چیزی نزدیک تان می افتد و دود می کند، نترسید، چیزی نیست، گاز اشک آور است. به محض شلیک گاز اشک آور دهها سیگار توسط دیگران روشن می شود، و به شما هم سیگار و کبریت می دهند.
سووال هفتم: فاصله میدان پاستور تا میدان بهارستان چهار کیلومتر است، اگر شخصی ساعت ده صبح از میدان پاستور حرکت کند، چه ساعتی به میدان بهارستان می رسد؟
جواب هفتم: اگر مخالف حکومت باشد وسط راه دستگیر می شود و هفت ماه بعد به میدان بهارستان می رسد، اگر هیچ ربطی به سیاست نداشته باشد، وسط راه به عنوان مشکوک دستگیر شده و کتک می خورد و چهار ساعت بعد به بهارستان می رسد، اگر خارجی باشد، احتمالا در خیابان دستگیر شده و چهار ماه بعد از زندان آزاد شده و از کشور خارج می شود و هیچ وقت به بهارستان نمی رسد، اگر رئیس جمهور باشد با هلی کوپتر در عرض ده دقیقه به مقصد می رسد.
سووال هشتم: قصد دارید از مشهد به تهران بروید، راحت ترین راه چیست؟
جواب هشتم: بلیت مشهد به بندرعباس را می خرید، وسط راه هواپیما نقص فنی پیدا می کند و در تهران فرود اضطراری می کند و همان جا پیاده می شوید.
سووال نهم: قصد دارید از مشهد به بندرعباس بروید، راحت ترین راه چیست؟
جواب نهم: همان بلیت بندرعباس را می خرید، اما چون برای فرود اضطراری در تهران می نشینید، مجددا در فرودگاه تهران بلیت تهران به کیش را می خرید، هواپیمای شما در حوالی بندرعباس فرود اضطراری می کند و همان جا پیاده می شوید.
سووال دهم: به عنوان یک خارجی به ایران رفته اید، چطور می توانید در عرض یک هفته میلیونر بشوید.
جواب دهم: دو راه دارید، اول به دفتر رئیس جمهور می روید و می گوئید یکی از طرفداران وی هستید، بلافاصله از شما عکاسی و فیلمبرداری می کنند و یک میلیون دلار به شما می دهند، دوم از پنجره بیرون را نگاه می کنید و هر چه را دیدید یادداشت می کنید و بعد از خروج از ایران به عنوان " سفر به تهران" چاپ می کنید و میلیونر می شوید.
سووال یازدهم: به عنوان یک خارجی میلیونر به ایران می روید و تصمیم می گیرید میلیاردر شوید. چگونه این کار را می کنید؟
جواب یازدهم: به محض ورود به ایران با پولی که دارید یک خانه می خرید و بعد از یک سال اقامت در ایران همان خانه را می فروشید و سریعا پول تان را که یک میلیارد شده است، تبدیل به ارز می کنید و از ایران خارج می شوید.
سووال دوازدهم: به عنوان یک خارجی میلیاردر به ایران می روید، و تصمیم می گیرید زندگی کنید، چه اتفاقی می افتد؟
جواب دوازدهم: همه پول تان را تبدیل به ریال می کنید و با آن زندگی می کنید، بعد از یک سال همان ریال را تبدیل به ارز می کنید، میلیونر می شوید.
سووال سیزدهم: شما یک ایرانشناس هستید که زبان فارسی را بلدید و می خواهید با فرهنگ و ادب ایران آشنا شوید، چکار می کنید؟
جواب سیزدهم: بلیت می خرید و به تهران می روید، یک هفته بعد به عنوان جاسوسی که فارسی هم بلد است، دستگیر می شوید و به زندان اوین می روید. در زندان اوین مهم ترین استادان ادبیات و فرهنگ کشور زندانی هستند، در طول یک سالی که دولت تان موفق شود شما را آزاد کند در زندان با فرهنگ و ادب ایران از طریق استادان دانشگاه زندانی آشنا می شوید.
خوبه من تصمیم به انتقال وبم به یه سایته دیگه گرفتم!
وو.رد پ..رس که ....بلاگرو ببلاگ و کاسپین بلاگ و ...باز نمیشن.یعنی وقتی رو ایجاد وبلگ جدید کلیک میکنی با این مواجه میشی
مشترک گرامي
دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد
فقط پارسی بلاگ باز میشه.پرشن بلاگ هم فیل؟ت؟ر شده![]()
http://persianblog.ir بازه اما دات کامش فیل؟تره
امروز آلبوم "ژاکت" محسن چاوشی رو بالاخره خریدم و نسبتاً حالم گرفته شد.مخصوصاً سر تراک آخرش.واقعاً آخر حال گیری بود.به طور کلی احساس مسخرگی بهم دست داد .احساس کردم به شعورم توهین شده.آخه چرا کارای به درد بخور این آدم باید بی کیفیت و بی پدر مادر دار میومد بیرون اما این آلبوم بی خوده باید اورجینالش میومد تو بازار.منم به خاطر حس انسان دوستیم در این دنیای وانفسا عنر عنر پاشدم رفتم 1300 تومان دادم و با شوق و ذوقی وصف ناپذیر خریدمش!
*میخوام وبلاگمو منتقل کنم به احتمالاً پرشن بلاگ چون که و.و.رد پ..رس فیل؟تر شده.
**اینا مال دیروز بود که نتم به سرش زده بود و صل نمیشد.هر ازچند گاهی اینطوری دیوونه میشه.